محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

117

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

شرح و تفسير هنگامى كه امام عليه السّلام ، براى مقابله با خوارج روانه شد ، برخى از يارانش « 1 » به او گفتند : اگر اكنون به روى ، نگرانى آن است كه به هدفت نرسى ؛ زيرا دانش نجوم چنين مىگويد . امام عليه السّلام در پاسخ مىگويد ( أتزعم أنّك تهدي إلى السّاعة الّتي من سار فيها صرف عنه السّوء ؟ و تخوّف من السّاعة الّتي من سار فيها حاق به الضّرّ ؟ ) اسلام عبارت است از ايمان به خداوند و علم و تلاش براى زندگى بهتر و ارزشهايى كه هيچ عاقلى روى كره زمين آنها را انكار نمىكند . اين ، حقيقت اسلام است و بديهى است كه طالع‌بينى و كهانت را نپذيرد و انكار كند . چرا كه اسلام به آزادى انسان از زنجيرها و آزادى عقل از اوهام فرا مىخواند و به پيروى از عقل و علم دعوت مىكند . اگر اسلام طالع‌بينى و خرافه‌پرستى را بپذيرد ، نمىتواند تاريخ و تمدنى براى خويش بسازد و ديگر اين عدد ميليونى از پيروان را در شرق و غرب جهان نخواهد داشت . ( فمن صدّقك بهذا فقد كذّب القرآن ) كسى كه سخنان پيشگويان را مىپذيرد ، در واقع براى رخدادها اسبابى را مىپذيرد و قرآن در آيات گوناگونى اين

--> ( 1 ) . گوينده اين سخن ، مسافر بن عفيف ازدى است . نك : الكامل ، ابن اثير : 3 / 343 ؛ شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد : 2 / 269 . داستان چنين بوده است كه امام عليه السّلام خواست از كوفه به سمت حروريه برود . در بين اصحاب امام عليه السّلام منجمى بود كه به امام عليه السّلام گفت در اين ساعت حركت نكن كه يارانت آزار و سختى شديدى خواهند ديد و اگر در ساعتى كه من مىگويم حركتى كنى ، پيروز مىشوى و به هدف خويش مىرسى . امام عليه السّلام به او گفت : « آيا مىدانى در شكم اسب من چيست ؟ نر يا ماده ؟ » منجم گفت : « اگر بررسى كنم مىتوانم بگويم . » امام عليه السّلام پاسخ داد « كسى كه سخن تو را تصديق كند قرآن را تكذيب كرده است : خداوند است كه . . . باران فرو مىفرستد و از درون زهدانها آگاه است . »